سعدی در حکایت دروغ مصلحتآمیز چه میگوید؟

حکایت «دروغ مصلحتآمیز» سعدی مجوزی برای دروغ گفتن در هر موقعیت نیست. در حکایت نخست گلستان، جان اسیری در دست پادشاه است و دو وزیر دربارهٔ سخن او گزارشهای متفاوتی میدهند. یکی با سخنی نادرست راه بخشش را باز میکند؛ دیگری حقیقتی را به زبانی میگوید که میتواند خشم پادشاه را برگرداند. پرسش حکایت این است که در این موقعیت، راست یا دروغِ هرکس چه پیامدی دارد و از چه نیتی برمیآید.
پیش از پند، صحنه را ببینیم
اسیر در آستانهٔ مرگ دشنام میدهد. پادشاه معنای سخن او را میپرسد. وزیر نخست، به جای نقل دشنام، از فروبردن خشم و گذشت میگوید و پادشاه اسیر را میبخشد. وزیر دوم خبر را اصلاح میکند. اگر فقط جملهٔ پایانی را از این زنجیره جدا کنیم، نقش اسیر، اختیار پادشاه و دشمنیِ وزیر دوم ناپدید میشود. سعدی خود مینویسد که سخن وزیر دوم بر «خبث» بنا شده بود. داوری پادشاه، داوری دربارهٔ دو جملهٔ مجرد نیست؛ دربارهٔ دو رفتار در یک لحظهٔ خطرناک است.
وزیر نخست حتی جملهای معمولی از زبانِ اسیر نمیسازد؛ عبارتی از قرآن دربارهٔ فروبردنِ خشم و بخشیدنِ مردم را نقل میکند. این انتخاب سخن را از دشنامِ محکوم به رفتاری میبرد که پادشاه اکنون میتواند انجام دهد. وزیر دوم نیز صرفاً شاهدی بیطرف نیست؛ سعدی او را دشمنِ وزیر نخست معرفی میکند. چنین جزئیاتی نشان میدهد پادشاه چرا علاوه بر راست و دروغ بودنِ خبر، به کارکردِ آن در این لحظه نگاه میکند.
این تمایز خواننده را از یک پاسخ آسان دور میکند. شاید کسی بپرسد چرا وزیر نخست راه دیگری برای نجات اسیر نیافت. پرسش بجایی است، اما متن راه سوم را روایت نمیکند. وظیفهٔ خواننده این نیست که راههای خیالی را به جای داستان بنشاند؛ میتواند ابتدا ببیند سعدی دقیقاً چه انتخابهایی را در برابر هم گذاشته و سپس دربارهٔ محدودیت آنها بحث کند.
پایان حکایت چه چیزی را روشن میکند؟
وقتی پادشاه سخن دوم را نمیپسندد، معلوم میشود مسئله فقط درستیِ خبر نبوده است. راستی میتواند برای کمک به دیگری گفته شود یا برای آسیب زدن به او. از طرف دیگر، نیت خوب نیز بهتنهایی هر دروغی را موجه نمیکند. این تنش دلیل ماندگاری حکایت است: خواننده را وامیدارد میان خودِ گزاره، نیت گوینده و سرنوشت شنونده فرق بگذارد.
عبارتِ «دروغی مصلحتآمیز به که راستی فتنهانگیز» در پایانِ همین صحنه میآید. «مصلحت» در اینجا نامِ هر سودِ شخصی یا راهِ راحتِ بیرون آمدن از گرفتاری نیست؛ با بخشودنِ جانِ اسیر پیوند دارد. با اینهمه، متن پاسخِ همهٔ موقعیتهای اخلاقیِ بیرون از حکایت را به ما نمیدهد. میتوان هم دلیلِ پسندیدنِ رفتار وزیر نخست را در داستان فهمید و هم پرسید آیا در موقعیتی دیگر، پنهان کردنِ حقیقت به دیگری آسیب میزند. این پرسش زمانی دقیق است که نخست بدانیم سعدی در این حکایت چه کسی را، در برابر چه خطری، قرار داده است.



دیدگاهها
در حال بارگذاری دیدگاهها…