چرا سعدی «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» را در پایان یک حکایت آورده است؟

تحریریه۳ دقیقه مطالعه

برگ انجامهٔ نسخهٔ خطی گلستان سعدی

بیت «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» معمولاً جدا از کتاب نقل می‌شود. در این حالت، پیامی روشن دربارهٔ همدلی دارد؛ اما جای آن در گلستان چیز بیشتری نشان می‌دهد. سعدی بیت را در پایان گفت‌وگویی با فرمانروایی می‌آورد که از دشمن خود می‌ترسد. سخن دربارهٔ مهربانیِ کلی و بی‌مخاطب نیست؛ رو به کسی دارد که بر دیگران قدرت دارد و باید رنج آنان را ببیند.

پیش از بیت چه اتفاقی می‌افتد؟

در حکایت دهم باب نخست گلستان، راوی از دیدار فرمانروایی سخن می‌گوید که برای رهایی از بیم دشمن دعا می‌خواهد. پاسخِ راوی، توجه او را از ترسِ خودش به رفتار با مردم می‌برد. در چنین صحنه‌ای، بیتِ اعضای یکدیگر بودنِ آدمیان، نتیجهٔ بحث است: رنج دیگران را نمی‌شود مسئله‌ای بیرون از زندگی خود دانست. اگر مخاطب قدرتمند این پیوند را نبیند، درخواست امنیت برای خویش ناقص می‌ماند.

سخنِ سعدی مرحله‌به‌مرحله از خواستهٔ فرمانروا دور می‌شود: اول از رحم آوردن بر رعیتِ ضعیف می‌گوید، بعد از داد دادن به مردم و از پیامدِ ستم. تازه پس از این تذکرهاست که تصویرِ عضوهای یکدیگر می‌آید. بیتِ مشهور به‌تنهایی زیباست، اما در این ترتیب، دلیلِ تازه‌ای برای اندرز به صاحبِ قدرت می‌شود: او نمی‌تواند امنیتِ خود را جدا از آسیبِ مردمان بخواهد.

همین جابه‌جاییِ نگاه، راز اثر بیت است. سعدی برای توضیح همدلی از بدن مثال می‌آورد: آسیب یک عضو، بقیه را نیز بی‌قرار می‌کند. تصویر بدن، وابستگی را محسوس می‌سازد. اما معنای آن فقط این نیست که «همه با هم مرتبط‌اند». از خواننده، به‌ویژه خواننده‌ای که قدرت تصمیم دارد، واکنشی می‌خواهد. پیوند، وقتی در عمل اثری نگذارد، به جمله‌ای خوش‌آهنگ فروکاسته می‌شود.

چرا خواندنِ جداگانه کافی نیست؟

وقتی بیت بر دیوار یا در گفت‌وگویی روزمره می‌آید، می‌تواند معنای تازه‌ای پیدا کند؛ این کاربرد نادرست نیست. مشکل زمانی است که کاربرد امروز را جای متن سعدی بگذاریم و مخاطب و موقعیت حکایت را فراموش کنیم. برای خواندن ادبی، یک بار بیت را تنها بخوانید، سپس حکایت را از آغاز دنبال کنید. بپرسید سعدی خطاب خود را از کدام خواستهٔ فرمانروا به کدام مسئولیت او می‌برد.

بیتِ «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» آخرین بیتِ حکایت نیست. سعدی پس از تصویرِ دردِ یک عضو و بی‌قراریِ دیگر عضوها، با «تو کز محنتِ دیگران بی‌غمی...» دوباره مخاطب را مستقیم خطاب می‌کند. پس جایِ بیتِ مشهور در پایانِ این رشتهٔ سخن، راه را برای پرسشِ تندِ آخر باز می‌کند: کسی که پیوندِ آدمیان را می‌بیند و باز بی‌اعتنا می‌ماند، سزاوارِ نامِ «آدمی» هست؟ صورتِ «یکدیگرند» و «یک پیکرند» در نقل‌های گوناگون دیده می‌شود؛ داوری دربارهٔ نسخه‌ها بحثی جداست، اما ترتیبِ این تصویر و خطاب در فهمِ حکایت تعیین‌کننده است.

جستارهای دیگر

  1. حافظ در بیت «اگر آن ترک شیرازی» چه چیزی را می‌بخشد؟

    تحریریه۳ دقیقه مطالعه

  2. چرا غلام در حکایت کشتی گلستان آرام نمی‌گیرد؟

    تحریریه۳ دقیقه مطالعه

  3. «توانا بود هر که دانا بود» را چگونه بفهمیم؟

    تحریریه۳ دقیقه مطالعه

گفت‌وگو دربارهٔ این مطلب

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. نام و متن شما پس از تأیید برای دیگران نمایش داده خواهد شد.