ادبیات شفاهی چیست؟

تحریریه۱۷ دقیقه مطالعه

ادبیات شفاهی چیست؟

ادبیات شفاهی به آثار کلامی گفته می‌شود که با گفتن و شنیدن ساخته و اجرا می‌شوند و بدون تکیه بر نوشتار، از نسلی به نسل دیگر می‌رسند. قصه‌ها و افسانه‌ها، متل‌ها، ضرب‌المثل‌ها، چیستان‌ها، لالایی‌ها، ترانه‌ها و دوبیتی‌های محلی و روایت‌های پهلوانی نقالان و بخشی‌ها همه در این دسته‌اند.

سه ویژگی آن را از ادبیات نوشتاری جدا می‌کند:

  • متن در هر اجرا دوباره ساخته می‌شود.
  • هر اثر روایت‌های گوناگون دارد و نسخه «اصلی» ندارد.
  • اثر معمولاً به جای مؤلف مشخص، دارایی مشترک یک جماعت است.

ادبیات شفاهی بخشی از فولکلور یا فرهنگ عامه است، اما فولکلور باورها، آیین‌ها، بازی‌ها و مهارت‌های سنتی را هم در بر می‌گیرد.

تعریف ادبیات شفاهی

در این اصطلاح، «ادبیات» به معنای هنر کلامی است: کاربردی از زبان که فقط خبر نمی‌رساند و به شکل، آهنگ، تصویر و تأثیر خود هم توجه دارد.

مادربزرگی که قصه را با «یکی بود یکی نبود» آغاز می‌کند، برای هر شخصیت صدایش را تغییر می‌دهد و در پایان می‌گوید «قصه ما به سر رسید، کلاغه به خونه‌اش نرسید»، در حال اجرای یک اثر ادبی است، هرچند هیچ‌یک از این کلمات روی کاغذ نیامده باشد.

ملاک شفاهی بودن، شیوه ساخته شدن و انتقال اثر است. بسیاری از قصه‌های شفاهی امروز در کتاب‌ها ثبت شده‌اند، اما زندگی اصلی‌شان در اجرا و حافظه بوده است. در مقابل، غزلی از حافظ که کسی از بر می‌خواند، اثری نوشتاری است، چون متن ثابت و سراینده مشخص دارد.

در فارسی چند اصطلاح نزدیک به هم به کار می‌رود که بهتر است از یکدیگر تفکیک شوند:

  • ادبیات شفاهی: تأکید بر شیوه انتقال، یعنی گفتن و شنیدن.
  • ادبیات عامه یا ادبیات مردم: تأکید بر صاحبان اثر، یعنی عموم مردم در برابر ادبیات درباری و فرهیختگان.
  • ادبیات عامیانه: داستان‌های چاپی مثل «امیرارسلان نامدار» و «حسین کرد شبستری» را هم شامل می‌شود که زبانشان به قصه‌گویی شفاهی نزدیک است.
  • فولکلور یا فرهنگ عامه: مفهومی گسترده‌تر که ادبیات شفاهی را همراه با باورها، آداب، آیین‌ها، بازی‌ها، موسیقی و هنرهای دستی در بر می‌گیرد.

واژه فولکلور (Folklore) را ویلیام تامز، پژوهشگر انگلیسی، در سال ۱۸۴۶ میلادی پیشنهاد کرد تا جای تعبیرهایی مثل «آثار باستانی عامه» را بگیرد. در ایران، صادق هدایت با کتاب «نیرنگستان» (۱۳۱۲ خورشیدی) از نخستین کسانی بود که به‌طور جدی به این حوزه پرداخت و برای فولکلور معادل «فرهنگ توده» را به کار برد.

جدول زیر تفاوت‌های اصلی را نشان می‌دهد. این‌ها گرایش‌های کلی‌اند و بسیاری از آثار میان این دو قطب قرار دارند.

ویژگیادبیات شفاهیادبیات نوشتاری
رسانهصدا، حافظه و اجرای زندهخط، نسخه خطی و کتاب چاپی
مؤلفمعمولاً گمنام یا جمعی؛ هر راوی سهمی در ساختن اثر داردمعمولاً مؤلف مشخص و شناخته‌شده
متندر هر اجرا تغییر می‌کند و نسخه اصلی نداردمتن ثابت است و می‌توان نسخه معتبر آن را تعیین کرد
رابطه با مخاطبمخاطب حاضر است و بر اجرا اثر می‌گذاردخواننده هنگام نوشتن حضور ندارد
ابزار حفظوزن، قافیه، تکرار، عبارت‌های ثابت و ساختارهای الگودارنوشتار حافظه را بیرونی می‌کند و نیاز به این ابزارها کمتر است
تغییر در طول زمانبا ذوق و نیاز هر نسل و هر منطقه تغییر می‌کندمتن ثابت می‌ماند و تفسیرها تغییر می‌کنند

ادبیات شفاهی چطور کار می‌کند

متن شفاهی شیئی ثابت نیست. رویدادی است که هر بار میان راوی و شنوندگان رخ می‌دهد و چند سازوکار آن را ممکن می‌کند.

اجرا: متن در لحظه ساخته می‌شود

نقالی که داستان رستم و سهراب را در قهوه‌خانه روایت می‌کند، متن را کلمه‌به‌کلمه از حفظ نمی‌خواند. او خط اصلی داستان و صحنه‌های کلیدی را می‌داند و بسته به شنوندگان و حال‌وهوای مجلس، صحنه‌ای را کوتاه یا بلند می‌کند. صدا، حرکت بدن و عصا هم بخشی از معنا را منتقل می‌کنند.

مرشد ولی‌الله ترابی، نقال شاهنامه، با عصا و میکروفون در حال اجرا
مرشد ولی‌الله ترابی، نقال شاهنامه، هنگام اجرا با عصا. عکس: Y.movahed، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز: مالکیت عمومی

ریچارد باومن، فولکلورشناس آمریکایی، در کتاب «هنر کلامی به‌مثابه اجرا» (۱۹۷۷ میلادی) نشان داد که اجرا بخشی از خود اثر است و متن پیاده‌شده فقط بخشی از آن را نگه می‌دارد.

روایت‌های گوناگون به جای نسخه اصلی

چون هر اجرا متن را از نو می‌سازد، یک قصه در شهرها و روستاهای مختلف شکل‌های متفاوتی پیدا می‌کند. نام شخصیت‌ها، جزئیات صحنه‌ها و گاهی پایان قصه تغییر می‌کند، اما هسته روایت می‌ماند. پژوهشگران به هر شکل «روایت» می‌گویند و هیچ‌کدام را اصل نمی‌دانند.

قصه «ماه‌پیشونی» نمونه روشنی است: روایت ایرانی گروهی از قصه‌ها که در جهان با نام سیندرلا شناخته می‌شوند. «شنگول و منگول» هم با «گرگ و هفت بزغاله» در مجموعه برادران گریم از یک خانواده است.

پژوهشگران این شباهت‌ها را با نظام بین‌المللی «تیپ‌های قصه» می‌سنجند. اولریش مارزلف، ایران‌شناس آلمانی، در کتاب «طبقه‌بندی قصه‌های ایرانی» (۱۹۸۴ میلادی) قصه‌های فارسی را بر همین اساس دسته‌بندی کرد. ترجمه فارسی آن از کیکاووس جهانداری در سال ۱۳۷۱ منتشر شد.

مارزلف روایت‌های ایرانی سیندرلا را ذیل تیپ ATU 510A آورده و یادآوری کرده که این تیپ در سنت ایرانی فقط همراه با تیپ ۴۸۰، یعنی قصه دختر مهربان و دختر نامهربان، دیده می‌شود. برای یافتن روایت‌های دیگر یک قصه، شماره تیپ آن، مثلاً ATU 123 برای «گرگ و بزغاله‌ها»، بهترین کلید جست‌وجوست.

فرمول، تکرار و وزن: ابزارهای حافظه

راوی شفاهی متنی برای رجوع ندارد، پس زبان باید طوری ساخته شود که به یاد بماند و در لحظه تولید شود. میلمن پری، پژوهشگر آمریکایی، با بررسی صفت‌های تکراری در «ایلیاد» و «ادیسه» به این فرضیه رسید که حماسه‌های هومر محصول سنتی شفاهی‌اند.

پری در دهه ۱۹۳۰ میلادی همراه شاگردش آلبرت لرد، خوانندگان حماسه در یوگسلاوی را مطالعه کرد. این خوانندگان هزاران بیت را حفظ نمی‌کردند و شعر را هنگام اجرا می‌ساختند، با «فرمول‌ها»، یعنی عبارت‌های آماده‌ای که در وزن جا می‌افتند، و «مضمون‌ها»، یعنی صحنه‌های تکرارشونده مثل آماده شدن برای نبرد. لرد این نظریه را در «خواننده قصه‌ها» (۱۹۶۰ میلادی) شرح داد.

در قصه‌های فارسی، فرمول‌های آغاز و پایان نقش مشابهی دارند. «یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچ‌کس نبود» شنونده را از زمان واقعی به زمان قصه می‌برد و «بالا رفتیم ماست بود، پایین اومدیم دوغ بود، قصه ما دروغ بود» او را به دنیای واقعی برمی‌گرداند. ابزارهای دیگر حافظه در ادبیات شفاهی عبارت‌اند از:

  • تکرار سه‌گانه: سه برادر یا سه آزمون. آکسل اولریک، فولکلورشناس دانمارکی، این الگو را در شمار «قانون‌های حماسی» روایت عامه قرار داد.
  • وزن و قافیه: متل‌هایی مثل «اتل متل توتوله، گاو حسن چه جوره» و بیشتر ضرب‌المثل‌ها به دلیل آهنگ و قافیه‌شان ماندگار شده‌اند.
  • گفت‌وگوهای ثابت: جمله‌هایی مثل «خاله سوسکه کجا می‌ری» که در قصه بارها از زبان شخصیت‌های مختلف تکرار می‌شود.

گمنامی و نقش راوی

بیشتر آثار شفاهی سازنده مشخصی ندارند، اما گمنامی به معنای نبود خلاقیت فردی نیست. هر قصه‌گو، نقال، بخشی یا عاشیق با حافظه و سلیقه خود اثر را شکل می‌دهد و پژوهشگران به این افراد «حاملان سنت» می‌گویند.

جماعت شنونده هم نقش دارد. رومن یاکوبسن و پتر بوگاتیرف در سال ۱۹۲۹ میلادی یادآور شدند که اثری که جماعت آن را نپذیرد، در سنت شفاهی باقی نمی‌ماند. پس اثر شفاهی حاصل داد و ستد مداوم فرد و جماعت است.

کارکردهای ادبیات شفاهی

ادبیات شفاهی فقط برای سرگرمی نیست. ویلیام باسکم، انسان‌شناس آمریکایی، در مقاله‌ای در سال ۱۹۵۴ میلادی چهار کارکرد برای فولکلور برشمرد:

  • سرگرمی و فراهم کردن راهی برای گریز ذهنی از محدودیت‌های زندگی روزمره
  • توجیه و تثبیت آیین‌ها، نهادها و باورهای یک فرهنگ
  • آموزش، به‌ویژه در جامعه‌هایی که مدرسه و کتاب در دسترس همه نیست
  • حفظ هنجارهای رفتاری از راه تشویق و سرزنش، مثلاً با ضرب‌المثل‌ها و قصه‌های اخلاقی

این کارکردها گاهی در یک اثر کنار هم می‌نشینند. در بسیاری از لالایی‌های فارسی، مادر هنگام خواباندن کودک از دلتنگی یا دشواری‌های زندگی خود هم می‌گوید.

گونه‌های ادبیات شفاهی با نمونه‌های فارسی

ادبیات شفاهی ایران به دلیل تنوع زبان‌ها و گویش‌ها، از فارسی و کردی و لری تا ترکی آذربایجانی، بلوچی، گیلکی و مازندرانی، گستره‌ای وسیع دارد. جدول زیر گونه‌های اصلی را معرفی می‌کند.

گونهویژگینمونه‌ها در فرهنگ ایرانی
قصه و افسانهروایت منثور با شخصیت‌های انسانی، جانوری یا پریان؛ زمان و مکان نامشخصماه‌پیشونی، شنگول و منگول، خاله سوسکه، کدو قلقله‌زن
متل و ترانه کودکانهقطعه کوتاه آهنگین، اغلب همراه بازیاتل متل توتوله، عمو زنجیرباف
لالاییترانه آرام برای خواباندن کودک، با وزن ساده و تکرار «لالا»لالایی‌های فارسی، کردی، لری و ترکی با مضمون‌های محبت، دعا و گاه شکوه
ترانه و دوبیتی محلیشعر کوتاه آوازی، اغلب در قالب دوبیتی یا وزن‌های محلیشروه‌خوانی بوشهر با دوبیتی‌های فایز دشتی، ترانه‌های لری و خراسانی
ترانه آیینی و ترانه کارهمراه مراسم، مناسبت‌های فصلی و کارهای جمعیواسونک در عروسی‌های فارس، نوروزخوانی، چاووشی برای بدرقه زائران، ترانه‌های کشت و دامداری
حماسه و روایت پهلوانیروایت بلند منظوم یا منثور درباره پهلوانان، اغلب همراه موسیقی یا نمایشنقالی شاهنامه، کوراوغلو نزد عاشیق‌های آذربایجان، روایت‌های بخشی‌های خراسان با دوتار، بیت‌های کردی مثل «ممی آلان»
ضرب‌المثل و کنایهجمله کوتاه و فشرده که تجربه‌ای جمعی را بیان می‌کند«هر که بامش بیش، برفش بیشتر»، «از تو حرکت، از خدا برکت»
چیستانتوصیف استعاری چیزی که شنونده باید حدس بزندچیستان «چاله»: هرچه از آن برداری، بزرگ‌تر می‌شود
لطیفه و حکایت کوتاهروایت کوتاه طنزآمیز با پایان غافلگیرکنندهلطیفه‌های ملانصرالدین و بهلول

مرز این گونه‌ها قطعی نیست. یک ضرب‌المثل ممکن است خلاصه یک قصه باشد و گاهی قصه‌ای برای توضیح پیدایش یک مثل ساخته می‌شود. «امثال و حکم» علی‌اکبر دهخدا، از بزرگ‌ترین مجموعه‌های مثل فارسی، رفت‌وآمد بسیاری از مثل‌ها میان زبان مردم و متن‌های ادبی را نشان می‌دهد.

رابطه ادبیات شفاهی و ادبیات نوشتاری

این دو قلمرو در ادبیات فارسی همیشه در دو جهت با هم داد و ستد داشته‌اند.

از روایت شفاهی به متن نوشتاری

بسیاری از آثار نوشتاری مهم ریشه در روایت شفاهی دارند. «سمک عیار»، داستان بلند منثور سده ششم هجری، را فرامرز بن خداداد ارجانی از زبان قصه‌گویی به نام صدقة بن ابی‌القاسم شیرازی نوشته و متن آن هنوز نشانه‌های قصه‌گویی شفاهی را دارد.

«امیرارسلان نامدار» را نقیب‌الممالک برای ناصرالدین‌شاه نقل می‌کرد و فخرالدوله، دختر شاه، آن را می‌نوشت. «هزار و یک شب» هم بنا بر گزارش مسعودی و ابن‌ندیم از کتابی فارسی به نام «هزار افسان» سرچشمه گرفته و بعدها با قصه‌های فرهنگ‌های دیگر گسترش یافته است.

مولوی در «مثنوی» بسیاری از قصه‌های رایج زمانه را به کار گرفته و بدیع‌الزمان فروزانفر در «مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی» سرچشمه‌های آن‌ها را بررسی کرده است. در ادبیات کردی، احمد خانی در سده هفدهم میلادی منظومه «مم و زین» را بر پایه داستان شفاهی «ممی آلان» سرود.

از متن نوشتاری به روایت شفاهی

شاهنامه فردوسی اثری نوشتاری با سراینده مشخص است، اما قرن‌ها در قهوه‌خانه‌ها به دست نقالان روایت شد و شاخ‌وبرگ‌های تازه یافت. نقالان روایت‌های خود را در «طومار» یادداشت می‌کردند و این طومارها گاه داستان‌هایی دارند که در متن شاهنامه نیست.

کهن‌ترین طومار تاریخ‌دار شناخته‌شده در سال ۱۱۳۵ هجری قمری، واپسین سال فرمانروایی شاه سلطان حسین صفوی، کتابت شده و سجاد آیدنلو آن را در سال ۱۳۹۱ با نام «طومار نقالی شاهنامه» منتشر کرده است. پس سنت مکتوب کردن نقالی دست‌کم به اواخر دوره صفوی می‌رسد.

مردم درباره خود فردوسی و پهلوانانش هم قصه ساختند و سید ابوالقاسم انجوی شیرازی بخشی از این قصه‌ها را در کتاب «فردوسی‌نامه» گرد آورد. بیت‌هایی از شاعران کلاسیک نیز به‌صورت مثل وارد زبان روزمره شده‌اند.

مفاهیم و نظریه‌های اصلی در پژوهش ادبیات شفاهی

پژوهش ادبیات شفاهی میان ادبیات، فولکلورشناسی و انسان‌شناسی قرار دارد. جدول زیر مفاهیم پرکاربرد این حوزه را معرفی می‌کند.

مفهوم یا نظریهپژوهشگر و زمانایده اصلی
واژه فولکلورویلیام تامز، ۱۸۴۶ میلادینام‌گذاری دانش و آثار سنتی مردم با یک واژه واحد
طبقه‌بندی تیپ قصه (ATU)آنتی آرنه (۱۹۱۰)، استیث تامپسون، هانس یورگ اوتر (۲۰۰۴)قصه‌های مشابه فرهنگ‌های مختلف در «تیپ»های شماره‌دار دسته‌بندی می‌شوند
ریخت‌شناسی قصهولادیمیر پراپ، ۱۹۲۸ میلادیقصه‌های پریان روسی از توالی ثابتی از حداکثر ۳۱ «خویشکاری» یا کنش روایی ساخته می‌شوند
نظریه فرمول‌های شفاهیمیلمن پری و آلبرت لرد، دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ میلادیشاعر شفاهی شعر را هنگام اجرا با فرمول‌ها و مضمون‌های سنتی می‌سازد
چهار کارکرد فولکلورویلیام باسکم، ۱۹۵۴ میلادیفولکلور سرگرم می‌کند، فرهنگ را توجیه می‌کند، آموزش می‌دهد و هنجارها را حفظ می‌کند
هنر کلامی به‌مثابه اجراریچارد باومن، ۱۹۷۷ میلادیاجرا، مخاطب و موقعیت بخشی از معنای اثرند
شفاهیت و نوشتاروالتر اونگ، ۱۹۸۲ میلادیفرهنگ‌های بدون خط شیوه‌های خاصی از اندیشیدن و بیان دارند؛ رادیو و تلویزیون نوعی «شفاهیت ثانویه» پدید آورده‌اند

در ایران، فضل‌الله مهتدی، معروف به صبحی، در سال‌های نخست رادیو تهران قصه می‌گفت و قصه‌هایی را که شنوندگان برایش می‌فرستادند، بازنویسی و منتشر کرد.

سید ابوالقاسم انجوی شیرازی از فروردین ۱۳۴۰ خورشیدی برنامه رادیویی «فرهنگ مردم» را اجرا کرد و از مردم سراسر کشور خواست قصه‌ها، مثل‌ها و ترانه‌های محلی خود را بفرستند. بخشی از این داده‌ها در کتاب‌های «گنجینه فرهنگ مردم» منتشر شد.

به گزارش مارزلف، بایگانی‌ای که انجوی تا اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی در «مرکز فرهنگ مردم» گرد آورد، چند صد هزار دست‌نوشته دارد. نکته کمتر گفته‌شده این است که این روایت‌ها را خود شنوندگان روی کاغذ آورده‌اند، پس پیش از رسیدن به پژوهشگر یک بار از صافی نوشتن گذشته‌اند.

احمد شاملو نیز «کتاب کوچه» را آغاز کرد، دانشنامه‌ای از زبان و فرهنگ عامه که در زمان حیات او به پایان نرسید.

ثبت و ترجمه ادبیات شفاهی: وقتی اجرا به متن تبدیل می‌شود

وقتی متنی شفاهی ضبط، پیاده و منتشر می‌شود، از حالت رویداد به حالت متن درمی‌آید. در این انتقال، صدا، لحن، حرکات بدن، موسیقی و واکنش شنوندگان از دست می‌رود.

گردآورنده هم باید تصمیم بگیرد که گویش راوی را حفظ کند یا به فارسی معیار برگرداند و تکرارها را نگه دارد یا حذف کند. هر انتخاب، تصویر خواننده از آن سنت را تغییر می‌دهد.

برادران گریم نمونه شناخته‌شده این مسئله‌اند. نخستین جلد «قصه‌های کودکان و خانه» در ۱۸۱۲ میلادی منتشر شد و ویلهلم گریم در ویرایش‌های بعدی تا ۱۸۵۷ زبان قصه‌ها را ادبی‌تر کرد و برخی عناصر را برای مخاطب خانواده تعدیل کرد. از این رو پژوهشگران قصه شفاهی را از بازنویسی ادبی آن جدا می‌کنند.

ترجمه دشواری دیگری می‌افزاید، چون بازی‌های زبانی، قافیه، وزن ترانه‌ها و اشاره‌های فرهنگی به‌سختی منتقل می‌شوند. مترجم معمولاً میان ترجمه وفادار با پانوشت و بازآفرینی آزادتری که آهنگ متن را نگه می‌دارد یکی را برمی‌گزیند و انتخاب به هدف پژوهشی یا ادبی ترجمه بستگی دارد.

اگر می‌خواهید قصه‌ها یا ترانه‌های بزرگ‌ترهای خانواده را ثبت کنید، این مراحل روش رایج پژوهشگران را خلاصه می‌کند:

  1. رضایت راوی را بگیرید. توضیح دهید صدایش برای چه کاری ضبط می‌شود و آیا مایل است نامش کنار روایت بیاید.
  2. در موقعیت طبیعی ضبط کنید. راوی در جمعی آشنا و بدون عجله بهتر روایت می‌کند و ضبط صدا از یادداشت‌برداری دقیق‌تر است. وسط قصه سؤال نپرسید و پرسش‌ها را برای پایان روایت نگه دارید تا رشته اجرا پاره نشود.
  3. اطلاعات زمینه را ثبت کنید. سن تقریبی و زادگاه راوی، گویش، اینکه روایت را از چه کسی آموخته، و تاریخ و مکان ضبط.
  4. متن را همان‌طور که گفته شده پیاده کنید. گویش، تکرارها و جمله‌های ناتمام را اصلاح نکنید و توضیح واژه‌های محلی را جداگانه بیاورید.
  5. روایت‌های دیگر را هم ثبت کنید و صدا را نگه دارید. اگر بتوانید، همان قصه را مدتی بعد دوباره از همان راوی بشنوید تا ببینید کدام عبارت‌ها ثابت‌اند و کدام بخش‌ها در لحظه ساخته می‌شوند. از فایل صوتی و متن پشتیبان بگیرید.

بحث‌های اصلی درباره ادبیات شفاهی

  • تناقض در خود اصطلاح: واژه انگلیسی literature از ریشه لاتین littera به معنای حرف الفبا است. والتر اونگ در «شفاهیت و نوشتار» این تعبیر را به نامیدن اسب با عنوان «خودروی بی‌چرخ» تشبیه کرد و پیو زیریمو، زبان‌شناس اوگاندایی، واژه orature را پیشنهاد کرد. با این حال بیشتر پژوهشگران همان «ادبیات شفاهی» را به معنای گسترده هنر کلامی به کار می‌برند.
  • اصالت: در اروپای سده‌های هجدهم و نوزدهم، گردآوری قصه‌ها با اندیشه‌های رمانتیک درباره «روح ملت» گره خورده بود. جیمز مکفرسون در دهه ۱۷۶۰ میلادی شعرهای «اوسیان» را ترجمه سنت شفاهی گیلیک معرفی کرد، در حالی که بخش بزرگی از آن ساخته خودش بود. از این رو پژوهشگران به ادعای «سنت دست‌نخورده» با احتیاط نگاه می‌کنند.
  • منابع شاهنامه: درباره اینکه فردوسی تا چه حد از روایت‌های شفاهی بهره برده، اختلاف نظر هست. اولگا دیویدسون بر نقش سنت شفاهی تأکید کرده، اما جلال خالقی مطلق و محمود امیدسالار معتقدند فردوسی بر منابع نوشتاری، به‌ویژه شاهنامه ابومنصوری، تکیه داشته است. این بحث هنوز ادامه دارد و هر دو دیدگاه شواهدی دارند.
  • از بین رفتن یا دگرگونی: شهرنشینی، آموزش همگانی و رسانه‌ها باعث شده بسیاری از راویان سنتی جانشینی نداشته باشند. یونسکو در سال ۲۰۱۱ میلادی نقالی را در فهرست میراث ناملموس نیازمند پاسداری فوری ثبت کرد. این فهرست با «فهرست معرف» یکی نیست؛ موسیقی بخشی‌های خراسان از ۲۰۱۰ در فهرست معرف است، اما فهرست نخست ویژه سنت‌هایی است که بقایشان در خطر جدی است. از سوی دیگر، لطیفه‌ها و افسانه‌های شهری که در پیام‌رسان‌ها دست‌به‌دست می‌شوند هم گمنام‌اند و روایت‌های گوناگون دارند. اینکه آن‌ها را ادامه ادبیات شفاهی بدانیم یا گونه‌ای تازه، به تعریف ما بستگی دارد.

سوالات متداول

فرق ادبیات شفاهی با فولکلور چیست؟

ادبیات شفاهی بخشی از فولکلور است. فولکلور همه دانش و آثار سنتی مردم را در بر می‌گیرد، از باورها و آیین‌ها تا خوراک، پوشاک و هنرهای دستی. ادبیات شفاهی فقط بخش کلامی و هنری آن است: قصه، ترانه، مثل، چیستان و روایت‌های پهلوانی.

آیا شاهنامه جزو ادبیات شفاهی است؟

خود شاهنامه اثری نوشتاری با سراینده مشخص است. اما روایت‌های نقالان، طومارهای نقالی و قصه‌های مردم درباره رستم و دیگر پهلوانان بخشی از ادبیات شفاهی ایران‌اند. درباره سهم روایت‌های شفاهی در منابع خود فردوسی هم اختلاف نظر هست.

چرا یک قصه چند روایت مختلف دارد؟

چون متن ثابتی وجود ندارد و هر راوی قصه را با حافظه، زبان و سلیقه خود و متناسب با شنوندگانش از نو می‌سازد. پژوهشگران همه روایت‌ها را معتبر می‌دانند و آن‌ها را با هم مقایسه می‌کنند.

آیا ادبیات شفاهی در حال از بین رفتن است؟

گونه‌های سنتی مثل نقالی و قصه‌گویی شبانه با کم شدن راویان در خطرند. با این حال برخی پژوهشگران معتقدند ادبیات شفاهی در قالب‌هایی مثل لطیفه‌ها و افسانه‌های شهری ادامه دارد و فقط شکلش عوض شده است.

جمع‌بندی

ادبیات شفاهی هنر کلامی است که در گفتن و شنیدن زندگی می‌کند و در هر اجرا از نو ساخته می‌شود. به همین دلیل روایت‌های گوناگون دارد، معمولاً مؤلف مشخصی ندارد و برای ماندگاری به فرمول، تکرار، وزن و قافیه تکیه می‌کند.

این سنت بخشی از فولکلور است، نه همه آن، و با ادبیات نوشتاری فارسی همیشه در داد و ستد بوده است، از «سمک عیار» تا طومارهای نقالی شاهنامه.

جستارهای دیگر

  1. حافظ در بیت «اگر آن ترک شیرازی» چه چیزی را می‌بخشد؟

    تحریریه۳ دقیقه مطالعه

  2. چرا غلام در حکایت کشتی گلستان آرام نمی‌گیرد؟

    تحریریه۳ دقیقه مطالعه

  3. «توانا بود هر که دانا بود» را چگونه بفهمیم؟

    تحریریه۳ دقیقه مطالعه

گفت‌وگو دربارهٔ این مطلب

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. نام و متن شما پس از تأیید برای دیگران نمایش داده خواهد شد.